الملا فتح الله الكاشاني
164
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دلهايى كه هست در سينه هاى ايشان يعنى چشم دل ايشان به جهت اتباع هوا و فرط عناد و تقليد پوشيده است از مشاهدهء احوال گذشتگان و بى بصير تست از ديدن وقايع و حوادث ايشان كه آن نزول انواع عقوباتست بر ايشان و به جهت اين بدان عبرت نمىگيرند و مستبصر نميشوند و ذكر صدور به جهت مبالغه و تاكيد است مانند عشرة كاملة و يطير بجناحيه و يقولون بافواههم و به جهت نفى تجوز چه قلوب را بر معنى ديگر اطلاق ميكنند بر طريق مجاز چون ( قلب النخل و قلب الشتا و قلب الاسد ) و در كشاف آورده كه متعارفى معتقد مردمان آنست كه عمى بر سبيل حقيقت مكان آن بصر است چه آن عبارتست از آنكه چيزى بحدقه رسد كه طامس نوران شود و استعمال آن در قلب از روى استعاره است و مثل پس هر گاه مراد از آن اثبات چيزى باشد كه خلاف معتقد و متعارف است كه آن نسبت عمى باشد بقلوب حقيقت و نفى آن از ابصار اين تصوير احتياج خواهد داشت بزيادتى تعيين و فضل تعريف تا در نفوس متقرر شود كه مكان عمى قلوبست نه ابصار كما تقول ( ليس المضاء للسيف و لكنه للسانك الذى بين فكيك كه الذى بين فكيك ) تقرير آن چيزيست كه اثبات كرده شده است مر لسان را و تثبيت اينكه محل مضا لسانست نه سيف ( كانك قلت ما نفيت المضاء عن السيف و ائبته للسانك فلتة و لا سهوا منى و لكن تعمدت اياه بعينه تعمدا ) مرويست كه چون ايه و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى نازل شد ابن مكتوم مغموم شده نزد حضرت رسالت ( ص ) آمد و گفت يا رسول اللَّه من در دنيا اعمىام پس در آخرت من اعمى خواهم بود حق تعالى اين آيه فرو فرستاد و چون ابن مكتوم اين آيه بشنيد شاد شد آوردهاند كه كفار قريش چون نضر بن حارث و امثال او پيوسته تعجيل عذاب ميكردند و با پيغمبر ( ص ) ميگفتند كه اگر در دعوى نبوت و انزال عذاب صادقى از خداى خود در خواه تا بر ما عذاب نازل سازد آيه آمد * ( وَيَسْتَعْجِلُونَكَ ) * و بشتاب ميخواهند از تو كافران مكه كه نضر بن حارث و احزاب اويند تعجيل ميكنند * ( بِالْعَذابِ ) * بنزول عذاب موعود * ( وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّه ) * و هرگز خلاف نخواهد كرد خدا * ( وَعْدَه ) * وعدهء خود را كه در انزال عذاب ايشان فرموده به جهت امتناع خلف در خبر او پس عذاب موعود به را بايشان خواهد رسانيد و اگرچه بعد آن ازمنه مطاوله باشد لكن او سبحانه صبور است و حكمت او مقتضى آن نيست كه بعقوبت تعجيل نمايد و انزال وعده عذاب در روز بدر بود كه بذو الفقار امير المؤمنين ( ع ) و مدد فرشتگان همه مقتول شده به عذاب جحيم رسيدند * ( وَإِنَّ يَوْماً ) * و بدرستى كه روزى از روزهاى شما * ( عِنْدَ رَبِّكَ ) * نزد پروردگار تو * ( كَأَلْفِ سَنَةٍ ) * مانند هزار سال است * ( مِمَّا تَعُدُّونَ ) * از آنچه ميشمريد اين بيان تناهي صبر او سبحانه است و تانى و حلم او تا بمرتبهء كه مدد و ازمنهء